دولت مظلوم و دشمنان كوچكش
ميگويند در عالم سياست دشمن الزاماً چيز بدي نيست؛ دستكم ميتوان گناه مشكلات و كاستيها را به گردن او انداخت. نمونهاش اين جرج بوش پدرسوخته كه القاعده و تروريسم بينالمللي بيمه دولت و اقبالش شده است و همين دشمن باعث شد مثل پدر، ناكام نماند و دو دوره مرد اول امريكا باشد.
اين اصل كه دشمن در عالم سياست چندان بد هم نيست، تبصرهاي هم دارد. اينكه اگر دشمني موجود نبود، ميتوان دشمني تخيلي خلق كرد. باز همين آقاي بوش سلاحهاي كشتار جمعي را بهانه حمله به عراق كرد.
اما اين تبصره ظرافتي دارد كه بايد ظريف بود و آن را درك كرد. اينكه اندازه دشمني كه ساخته و پرداخته ميشود، قد و قامت خالق را نيز مشخص ميكند.
مثلاً دولت كريمه اعلام كرد كه يك بانك خصوصي عامل بهم ريختگي بازار املاك و گراني مسكن شده است، خوب وقتي اندازه آن بانك خصوصي را كه نامش ما را به ياد آرامگاه كوروش مياندازد بدانيم و البته آن را با كوچكترين بانكهاي دنيا مقايسه كنيم، ميزان ثبات بازار مسكن و تسلط دولت بر اين حوزه نيز مشخص ميشود.
وزير ارشاد - كه اغتشاش گران بازار مسكن را معرفي كرده بودند - اين بار نيز بر حسب وظيفه دشمن ديگري را نيز رسوا كردهاند؛ اما متأسفانه باز هم ظرافت آن تبصره كذا را ناديده گرفتهاند.
ايشان فرمودهاند كه جرياني در مطبوعات قصد كودتاي نرم را داشتهاند. بگذريم از اينكه اصولاً كودتا چيست و از اين قسم حرفها. فعلاً آن تبصره را دريابيم.
فكر نميكنم جمع كل تيراژ مطبوعات غير وابسته و غير حامي دولت رقمي بيش از پانصدهزار نسخه در روز باشد؛ اصلاً ميگوييم يك ميليون نسخه. قدرت روزنامه هم تيراژ است؛ خوب بديهي است كه روزنامه بايد خوانده شود تا تأثيري داشته باشد ... اگر موافقيد خودتان بقيه مقايسهها را بي زحمت انجام دهيد.
شكر خدا آقاي صفار از جمله وزراي كابينه نهم هستند كه در حوزه وزارتشان متخصصند و داراي سوابق مرتبط. در دوره مديريت ايشان در كيهان بود كه منتخبين مردم در مجلس با حيواني شيرده مقايسه شدند يا پرونده گوشتهاي آلوده كه اول چند هزار تن بود و بعد به چند كيلو رسيد افشا و پيگيري شد. به هرحال كيهان در جنگ رواني و كلام اهانتاميز صاحب سبك است. با اين حال دولت و مجلس اصلاحات به رغم كاستيها، به پشتوانه مردم بزرگتر و نيرومندتر از آن بود كه كيهان و امثال آن امكان عرض اندام در مقابلش را بيابند، چه رسد به كودتا!!
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1037
|
تحليل جالبي است. ولي نكته اي به ذهن مي رسد كه موجب مي شود مورد ديگري را نيز ذكر كرد. در عالم سياست معمولاْ تلاش مي شود كه با يك تير بيش از يك نشان را هدف قرار داد. در اينجا هم با فرافكني و نسبت دادن بحران بزرگي مانند مشكل مسكن در سراسر كشور به يك بانك خصوصي كوچك هم مي توان بحران ناكارآمدي را تا حدي توجيه كرد. هم مي توان پروژه نابودسازي جامعه مدني (البته اين از نظر دوستان پايگاه هاي قدرت رقيب عنوان مي شود) با دقت و قدرت بيشتري پيش برد. هر چيزي كه با دولت و حكومت نيست مي تواند خطرساز و غيرقابل اعتماد باشد (البته در شرايط فعلي و از ديدگاه ...) فرمايش شما هم صحيح است كه رپيس جمهوري كه از يك بانك تازه تاسيس كوچك خصوصي مي نالد و خود را به نوعي شكست خورده آن و عاجز از حل بحراني كه توسط او به وجود آمده است معرفي مي كند ديگربايد فاتحه كشور را خواند. اما نكته اين است كه دوستان ما در خودبزرگ بيني و ... سابقه درخشاني دارند. يادتان نيست؟ پيشنهاد تحريم امريكا به كشورهاي اروپايي؟!!! ايران 70 ميليون احمدي نژاد دارد (خود را به عنوان الهه خود تعريف كردن - درحالي كه امام در موقعيتي مشابه اين اسطوره را شهيد فهميده تعريف كرده بود) يا اراپه تشكيل سازمان ها و قوانين بين المللي اسلامي موازي با ساختار اصلي و .... درحالي كه تمامي اين پيشنهادات با بي تفاوتي و تعجب و گاه با تمسخر اين كشورها مواجه شد (همان هايي كه پيش از آن ما را تحريم كرده بودند)اين روند همچنان ادامه دارد. حال يا اين حرف ها را براي عوام فريبي و انعكاس در رسانه هاي ايراني مطرح مي كنند يا قد و قواره خود را ... كه در اين صورت بايد نقدي به تحليل شما وارد شود از سوي يك همفكر
انقلاب مخملي در گفت و گوي اصلاحي
|