آقاي كروبي، بزرگي كنيد
روزنامه حزب اعتماد ملي در ستون «زمزمه» صفحه آخرخود روز شنبه خبري را با اين عنوان منتشر كرد:
نـظـر خـاتـمـي در خـصـوص نـامـزدي مـعـيـن در انـتـخـابـات قــبـلـي
از آنجا كه جستجو و بايگاني سايت روزنا خيلي قوي است به حدي كه من نتوانستم خبر را پيدا كنم و به آن لينك دهم، به ناچار كل خبر را اينجا مياورم:
"" شنيديم كه سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق در ديدار برخي اعضاي يك حزب سياسي گفته كه ورود آقاي مصطفي معين به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از ابتدا اشتباه بوده و ماندن او در آن انتخابات و طرح شعارهايش در آن انتخابات نيز اشتباه بوده است. وي اضافه كرده كه بنياد باران نبايد در مسائل انتخابات دخالت كند چراكه يك بنياد تخصصي و علمي است و بايد كار زيربنايي كند.""
من درباره اصل خبر اظهار نظري نميكنم. اينكه اين ديدار كي بوده، با چه كساني بوده يا اصلاً بوده يا نه، نميدانم؟ حتي نميدانم الان نظر خاتمي دربراه شركت معين در انتخابات چيست؛ البته اين را نيز خوب به ياد دارم كه وقتي دكتر معين شديداً مايل بود پس از آن ماجراي رد صلاحيت و تأييد بعدي از حضور در انتخابات امتناع كند، يكي از دلايلي كه باعث شد بماند، افزون بر اصرار هوادارانش، تأكيد خاتمي رييس جمهور بود كه گفته بود "معين بايد بماند."
بگذريم- گفتم كه درباره اصل خبر اظهار نظر نميكنم چون براي رد يا اثبات آن اخبار كافي ندارم. آنچه برايم مهم بود درج اين خبر در ارگان حزب اعتماد ملي بود، آن هم حالا.
- نميدانم از كي نظر آقاي خاتمي براي جناب حاج آقاي كروبي شرط شده است. اگر امروز خاتمي به اين تحليل رسيده است كه كانديداتوري و ماندن معين در انتخابات غلط بود، درباره نامزدي كروبي همان زمان انتخابات چنين نظري داشت و ما هم "شنيديم كه" در اين رابطه آن زمان گفتگوي تندي ميان اعضاي مجمع روحانيون و آقاي كروي دبيركل وقت اين تشكل صورت گرفته بود و يكي از مخالفين جدي كانديداتوري آقاي كروبي، خاتمي بود. شاهد اين خبر هم خود همين حزب اعتماد ملي است؛ آقاي كروبي دبيركل يك تشكل اصيل و باسابقه بود، قهر كرد، آمد بيرون و حزب تازهاي تأسيس كرد و هرگز سعي نكرد دلخوري خود را از اعضاي مجمع در دل خود نگه دارد و علني نكند و بارها در مصاحبههاي مختلف گفت كه " حتي در حزب خودم هم با من مخالفت (خيانت) كردند" البته ديدگاه ايشان چنين است كه حزب متعلق به دبيركل است و بايد از او پيروي كند و چنانچه مخالفتي با نظر دبيركل شود، اتفاق عجيبي شبيه كودتا رخ داده است. هنوز هم گويا ديدگاه شيخ ما همين است، اما عجيب اينكه الان قضاوت خاتمي مهم ميشود اما آن موقع ...
- آنچه كه مرا آزرد اين بود كه چرا بعد از دو سال اعتماد ملي هنوز بغضش از معين را هضم نكرده است؟ معين بنده خدا كه ديگر روپوش سفيد تن كرده و چسبيده به طبابت و تعليم و تحقيق. جواب اين است كه هنوز اما احزاب حامي معين يا همان اصلاحطلبان پيشرو حضور دارند؛ گيرم كه بارها گفتهاند و نشان دادهاند كه سهمخواهي نميكنند و به نفع ائتلاف تا هرجا كه باشد كوتاه ميآيند، اما اين بغض آقايان كي ميخواهد فروكش كند، نميدانم.
- اينگونه حركات در اين مقطع زماني مصداق ناجوانمردي است، وقتي كه احزاب اصلاحطلبان پيشرو از كمترين امكان ارتباطي با مردم محرومند و حتي يك روزنامه هم ندارند، درج اينگونه خبرها واقعاً ناجوانمردانه است. به آرشيو روزنامه هاي اصلاحطلبان پيشرو نگاهي بياندازيد؛ اين روزنامهها فضايي را براي كساني فراهم ميكردند كه به جرم غير خودي بودن تريبون نداشتند و اخبار آنان را نيز پوشش ميدادند و بيشترين هزينهها را هم بابت همين اخبار پرداختند. از حزب اعتماد ملي انتظار ندارم چنين سعه صدري داشته باشد؛ اما دست كم اندكي انصاف هم به خرج دهد.
- در آخر خبر آمده كه خاتمي تأكيد كرده بنياد باران در انتخابات دخالت نميكند. اين حرف تازهاي نيست و بارها گفته شده اما اينكه چنين خبري به عنوان شنيده درج ميشود گويا نشان از آن دارد كه آقاي كروبي بدشان هم نميآيد خاتمي ديگر بازنشسته شود و پرچم جبهه اصلاحات را به ايشان بسپارد. حرفي نيست آقاي كروبي. اگر ميتوانيد جاي خالي خاتمي را پر كنيد، به اندازه او وجيه و محبوب باشيد و اثرگذار، بسمالله ... اما نباشد آن روزي كه همه بنشينند و تحليل كنند و تاريخ بنويسند و عوامل شكست اصلاحات را برشمرند...
شايد برخي از دوستان به من خرده بگيرند كه الان وقت اين حرفهاي تفرقه افكنانه نيست. قبول و لي استخواني است در گلو كه نه پايين ميرود نه بالا. ما كه جوانيم و خام، تا به حال هم بغضمان را خوردهايم، اگر بگوييم غلط كردهايم تمام ميشود؟
خيلي حرفهاي بيشتر داشتم. درباره انتخابات 78، درباره اينكه احمدينژاد را شعارهايش كه تازه كليگويي بود زمين ميزند، شعار هر ايراني پنجاه تومان كه مشخص بود و كمي چه بلايي سر آقاي كروبي و اصلاحطلبان ميآورد اگر ايشان انتخاب ميشد و ... ننوشتم و باز هم در دل انباشتم تا بلكه بزرگان نيز از تقصيرات ما بگذرند.
آدم مهمي نيستم؛ اما به عنوان كسي كه هوادار اصلاحطلبان است و با قلم قدم از معين حايت كرد، حاضرم به اشتباهات كرده و ناكرده اقرار كنم با اين اميد كه همگرايي اصلاحطلبان تقويت شود و البته بخشايش از بزرگان است.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/1036
|
خدا خيرت بدهد آقا، گل گفتي.
بنده هم كاملا با شما موافقم. هميشه در هر حركت پيشرويي عدهاي هستند كه چون خودشان عب ميمانند و نميتوانند به بقيه برسند سعي ميكنند جلوي پيشروندگان را بگيرند.
|