.
.

افكار مسطور
پراكندگي هاي س.م.عاملي


 

۲۷ اردیبهشت

حول حليم

برخي از اعضاي پارلمان، يعني بلانسبت همان نمايندگان ما در مجلس [لازم به توضيح است كه بلا نسبت يعني بلانسبت آنان كه نماينده عوام‌هايي نظير حقير باشند]، فوري دست به كار شده‌اند و امضا جمع كرده‌اند كه يك گروه دوستي با امريكايي‌هاي كنگره‌نشين تشكيل دهند. اينكه آيا آن طرف اقيانوس هم گروه مشابهي درست مي‌كنند يا نه، با ما ربطي ندارد كه الاعمالُ‌بالنيات و نيت هم تنش زدايي است.
قبل از اقدام تنش‌زدايانه نمايندگان محترم، آقاي احمدي‌نژاد در پاسخ خبرنگار الاهرام گفته بود كه حاضريم با مصر رابطه برقرار كنيم؛ اما تنش زدايانِ زيرِ هرمِ سبز، دستي نجنباندند براي تشكيل گروه دوستي با مصري‌ها.


دوستي مي‌گفت كم‌كمش، يك سفر به واشنگتن نصيب آقايان كه مي‌شد. بيراه هم نمي‌گفت. قاهره كه همچين مالي نيست؛ تازه اگر بخواهي بروي گشتي در كنار اهرام بزني، راحت مي‌شود ويزاي توريستي گرفت؛ اما امريكا، امريكا ... روزي روزگاري امريكا ...
در اين باره يادداشتي نوشته‌ام كه ممنون مي‌شوم بخوانيد. متأسفانه به دليل فراموش‌كاري دوستان، يادداشت يك روز ديرتر به چاپ رسيد كه شايد اين ذهنيت ايجاد شود كه حالا كه آقايان را به كميسيون امنيت ملي فراخوانده‌اند، بنده هم زبان در آورده‌ام. اما باور كنيد يادداشت را همان روزي كه آقايان امضا جمع مي‌كردند نوشتم. باور كنيدها!!
در جمع امضا كنندگان حضرات آقايان شيخ قدرت عليخاني و اسماعيل گرامي‌مقدم هم از اعضاي فراكسيون اقليت حضور داشتند. شيخ قدرت كه براي خودشان يك پا حزب هستند، بحثي نيست؛ حتماً مصلحت ديده‌اند. اما از آقاي گرامي مقدم كه سخنگوي حزب اعتماد ملي هستند مي‌پرسم كه آيا با حزب مطبوعشان هم مشورت كرده بودند؟
حالا كه سوزني به خودمان زديم، يك جوالذوز هم به ديگران بزنيم.
اينجور كه ايسنا گزارش داده، خبرنگار الاهرام از آقاي رييس جمهور مي‌پرسد آيا روابط ايران و مصر را احيا نمي‌كنيد؟ ايشان پاسخ مي‌دهند اگر مصر بخواهد همين امروز سفارت خود را در قاهره برپا مي‌كنيم.
نقد مبسوط را حواله مي‌دهم به يادداشت؛ اما اينجا خاطره‌اي را ذكر مي‌كنم در تكميل يادداشت.
رييس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس (دكتر محسن ميردامادي) كه الان براي آقاي الهام روشن شده مردم به او و همفكرانش اطمينان نداشته‌اند، نقل مي‌كرد كه در مذاكره با مصري‌ها براي تجديد روابط، يكي از مطالبات اصلي‌شان اين بود كه نام خالد اسلامبولي كه رييس جمهور اسبق مصر را ترور كرد، از روي يكي از خياباني در تهران برداشته شود كه البته با برآورده شدن اين خواسته حاضر بودند امتيازاتي هم به ايران بپردازند. ناگهان برخي اعضاي شوراي شهر در تصميمي بدون هماهنگي با دستگاه ديپلماسي تصميم مي‌گيرند براي نشان دادن حسن نيت، اسم اين خيابان را عوض كنند. با شنيدن اين خبر، مصري‌ها دست بالا را مي‌گيرند و درقبال امتيازاتي كه پذيرفته بودند به ايران بپردازند، مطالبتشان را بالا مي‌برند و مدعي مي‌شوند عوض كردن نام خيابان اصلاً برايشان مهم نيست.
البته همين اصلاح‌طلبان كه مردم بهشان اعتماد ندارند، جلوي اقدام عجولانه شورا را گرفتند.
به هر حال يك‌وقتي شورا كه يك نهاد مردمي است خطايي را در فضاي ديپلماتيك مرتكب مي‌شود و گاهي بالاترين مقام اجرايي!
خلاصه اينكه ديپلماسي حساس است بابا جان، حساس!
كمي مشورت، كمي كاويدن جوانب امر، كمي تأمل، متانت، حوصله و صبر كه در ديگ حليم نيافتيم...




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/987



 نظرات

اوه؛ من آنقدر اينجا آمده ام و رفته ام؛ آنقدر منتظر بودم آپ كنيد؛ آنقدر...خوشحال شدم كه يكي از معدود خوانندگاني را پيدا كرده ام براي آن مطالبي كه معمولا براي وبلاگ كسالت آور و طولاني اند و هيچكس دوستشان ندارد يا حتي...نمي خواندشان. ممنون كه آمديد و احتمالا خوانديد.

نويسنده: آروين

 

دعوت‌تان مي‌كنم تا در مورد اينكه «چه كساني در زندگي شما تاثير گذار بوده‌اند» بنويسيد.
http://hanif.ir/2007/05/19/post_336.shtml

نويسنده: حنيف

 

سیب زمینی های ما گندیده اند.
سلام. ما که نوشته های شما را خواندیم. شما هم اگر وقت کردید این نوشته ما را بخوانید. شاید نکته مفیدی در آن یافتید. اگر نظرتان را هم مرقوم بفرمایید لطف کرده اید.
خیلی ممنون.

نويسنده: تاریخ و جغرافیا