.
.

افكار مسطور
پراكندگي هاي س.م.عاملي


 

۲۱ بهمن

دلا این یادگار خون سرو است

بر سر در وزارت خارجه که ازقدیم در باغ ملی یا میدان مشق سابق واقع است، از اوان جمهوری اسلامی این شعار نقش بسته است: "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی"
اخیراً وزیر محترم امور خارجه نیز در پاسخ به سؤال نماینده ای1 اعلام کردند که راهبردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر همین پایه استوار است؛ گو اینکه بارها از سوی هم ایشان عنوان شده است که دوره جهان تک فطبی یا سردر وزارت امور خارجهدوقطبی به سر آمده است.

سابقه این شعار بر می گردد به اوایل انقلاب که مبانی تئوریک نظام، خصوصاً در زمینه های اقتصادی به اردوگاه سوسیالیزمتوجه داشت و خاصه اینکه جمهوری اسلامی، از قریب به یک سال بعد از انقلاب در تقابل آشکار با امریکا به عنوان سردمدار جبهه کاپیتالیسم در آمد؛ از این رو این شعار طراحی شد که آشکار کند که گرچه انقلاب اول و دوم3  در ضدیت با امریکا بود، ولی نظام و انقلاب، بر خلاف بیشتر انقلاب های آن دوران، وابستگی ای به بلوک شرق ندارد.
خاطرم هست که امیر(تیمسار) صالحی ــ که اکنون فرمانده ارتش است ــ در میان خاطرات خود گفته بود که در اوایل انقلاب و زمان جنگ، یکی از مسؤولین نظامی شوروی ــ شاید وزیر دفاع، ابهام از من است ــ به ایران آمده و برای بازدید از مراسم رژه به دانشگاه [آن زمان دانشکده] افسری رفته بود. در این مراسم، مطابق رسم آن روزها، در شعار تکبیر، «مرگ بر شوروی» نیز علاوه بر مرگ بر امریکا گفته شد و مقام روسی، بی درنگ آن جا را ترک می کند؛ گو اینکه این قبیل مسائل باعث تیرگی روابط نشد.
به هر روی هم چنان که بلوک شرق مضمحل شد، ادبیات سیاسی نیز تغییر کرد؛ البته در این زمینه اشتباهات کم نیستند؛ هنوز هم عده ای از واژه «جهان سوم» استفاده می کنند؛ بارها در صدای امریکا شنیده ام که از عبارت تهی از معنای «دنیای آزاد» که اسمی دیگر برای بلوک غرب بود و در دوره مک کارتیسم، بیش از پیش رواج یافت استفاده می شود. «شعار نه شرقی، نه غربی» نیز دیگر شعار متشکل از عبارت های تهی شده از معنی است؛ چه دیگر شرقی به آن معنی وجود ندارد. البته اکنون نیز مثل همیشه مراد از این شعار، اعلام استقلال در عرصه دیپلماسی است؛ که شاید شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی جایگزین بهتری باشد.
مراد از این مثال این که در عالم واقع، بسیاری از مسائل در حال تغییرند و حتی اگر اصرار بر آرمان های گذشته داشته باشیم، قالب پیرامونی مدام در حال تغییر است و گاه پافشاری ها تهی از معنای عینی می شود. بگذریم که به نظرم در دیپلماسی هیچ آرمانی جز حفظ و کسب منافع وجود ندارد. مگر نه اینکه امام فرموده بودند که حتی اگر از صدام بگذریم، از آل سعود نخواهیم گذشت و امروز آقای لاریجانی برای حفظ منافع به پادشاهی سعودی سفر می کند؟

-----------------------------------------------------------------------------------
1- اکبر اعلمی که این روزها با تعدد سؤال هایش، انتقادها را لوث کرده است.
2- سوسیالیزم هم برای خود مبانی محکمی دارد. گرچه سوسیال کمونیزم شکست خورد، 80 سال بر جهان سایه افکنده بود. امروز نیز که به نظر راهی جز نظام سرمایه داری دیده نمی شود [و من نیز همینگونه می اندیشم] سوسیالیزم در قالب سوسیال دموکراسی هنوز زنده است. آنچه تحت نوان سوسیالیزم توسط دولت مطرح می شود، برداشتی سطحی از مبانی عدالت گرای این ایده است که نباید به نام آن نوشته شود.
3 - تعبیر حضرت امام از تسخیر لانه جاسوسی.

در پایان سؤالی دارم که امیدوارم پاسخ بگیرد:
با توجه به اینکه معتقدم انقلاب و سیاست های موجود و قبلی، تفکیک پذیرند و اینکه نفی یکی، به معنی مخافت با دیگری نیست، شما در باره بزرگداشت سالگرد انقلاب، مثلاً راهپیمایی 22 بهمن؛ چه توصیه ای دارید؟ آیا توصیه می کنید به شرکت؛ یا توصیه می کنید به شرکت نکردن؟

و در نهایت شعری را که هوشنگ ابتهاج (ه.الف. سایه) در سال 58، در باره انقلاب سروده می آورم:


زمانه قرعه نو مي زند به نام شما
خوشا شما که جهان مي رود به کام شما
درين هوا چه نفس ها پر آتشست و خوشست
که بوي عود دل ماست در مشام شما
تنور سينه سوزان ما به ياد آريد
کز آتش دل ما پخته گشت خام شما
فروغ گوهري از گنجخانه دل ماست
چراغ صبح که بر مي دمد ز بام شماست
ز صدق آينه کردار صبح خيزان بود
که نقش طلعت خورشيد يافت شام شما
زمان به دست شما مي دهد زمام مراد
از آنکه هست به دست خرد، زمام شما
هماي اوج سعادت که مي گريخت زخاک
شد از امان زمين دانه چين دام شما
به زير ران طلب زين کنيد اسب مراد
که چون سمند زمين شد سپهر رام شما
به شعر سايه در آن بزمگاه آزادي
طرب کنيد که پرنوش باد جام شما


ابیاتی از این شعر را استاد شجریان در مجموعه «سپیده»، که از نام تصنیفی با این نام و شعر
                       ... صلح و آزادی جاودانه بر همه جهان خوش باد
                       يادگار خون عاشقان، ای بهار
                       ای بهار تازه جاودان در اين جهان شکفته باش
در قالب آوازی سنگینی خوانده است.

و شعر دیگری از این مجموعه: 
                       نگر تا اين شب خونين سحر كرد
                       چه خنجر ها كه از دلها گذر كرد
                       زمين و آسمان گلرنگ و گلگون
                       جهان دشت شقايق گشت از اين خون
                       ز هر خون دلي سروي قد افراشت
                       ز هر سروي تذروي نغمه برداشت
                       صداي خون در آواز  تذرو  است
                       دلا اين  يادگار  خون  سرو  است

                                                                           یِادشان جاویدان




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/901



 نظرات

اين چند روز چرا همه رو جو سايه گرفته؟

نويسنده: آدم

 

اگه شما ما رو تحويل بگيري چي ميشه؟
در ضمن تزرو غلط است و تذرو درست است.

افکار مسطور: مخلصیم اخوی. ممنون از تذکر. این از آثار تنبلی و کپی - پیست است.

نويسنده: سعيد

 

خواندني بود. خواستم لينك بدم ديدم موخره‌اش مربوط به قبل از 22 بهمنه!

نويسنده: محمد جواد روح