.
.

افكار مسطور
پراكندگي هاي س.م.عاملي


 

۸ بهمن

بی معرفت ها

تالی بخش خبری 20:30 در شبکه خبر، به اطلاع هموطنان غیور رسانده بود که «گروه سياست و عمليات مربوط به ايران و سوريه توسط وزارت امور خارجه آمريكا متشكل از تعدادي از كارشناسان خاورميانه، وزارت دفاع و وزارت امور خارجه آمريكا تشكيل شده است كه پنج ايراني مقيم خارج از كشور به نام‌‏هاي سعيد رضوي‌‏فقيه، حسين باستاني، علي افشاري، اكبر عطري و محسن سازگارا در آن عضويت دارند».سعید رضوی فقیه
خیلی ناراحت شدم که دوستان ما اینقدر تنها خور و بی وفا و بی ثباتند. با سعید آقا و حسین باستانی روزگاری داشتیم. گو اینکه ما اهل این مزدوری ها نیستیم؛ ولی بد نبود به حرمت نان و نمک و دیزی ای که با هم خورده بودیم، به ما هم خبر می دادند. تازه این دو رفیق، با آن سه دیگر گروه آبشان تا در ایران بودند در بک جوی نمی رفت؛ نمی دانم که چه شده همگرایی کرده اند. این رفیقمان سعید که چند روز پیش همین جا بود و به ما خبر نداد.
و ببین تکنولوژی چه پیشرفتی کرده که چنین کمیته امنیتی ای با چند عضو در فرانسه و با چند عضو در امریکا و یک عضو در قبرس تشکیل می شود.
نقل آن زمانی است که توابی در تلویزیون لاریجانی اعتراف کرد و گفت که آقای «بیب» 20میلیون دلار ناقابل از امریکا پول گرفته که روزنامه نگاران را بخرد. گرچه بیب زدند اما نام مبارک شمس الواعظین از لب های مبارک تر آن تواب قابل خواندن بود. این شد که سید ابراهیم نبوی عریضه نوشت که این فلانی پول ما را خورده و هرچه که قرار بود بین ما تقسیم کند بالا کشیده و در امانت خیانت کرده است.
فقط در عجبم که این سعید رضوی استحاله شده مزدور اجنبی را چرا دستگاه قضایی بر اساس اطلاعات امنیتی رسانه ملی (چی شد) جلب نکرد.


سعید آقا هم عارض شده که یا ثابت کنید یا پوزش بطلبید، حتماً اگر سهم ابراهیم خان به دستش رسید، آقاسعیدمان هم پاسخش را می گیرد.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/892



 نظرات

خوب خيلي برام جالب بود كه اين يكي هنوز كاركرد خود را از كف نداده كامنت را مي گويم كه هنوز به سرنوشت بد پيام كوتاه يا اي ميل گرفتار نشده
بهر حال براي همدمي و رفاقت هميشه و از اول تاريخ دو سو دو سر دو طرف لازم بوده و هست.
سوي ديگر بايد پاسخ مثبت دهد و سري بجنباند تا طرفي بر بندم. منتظر جنبش رفيقانه تو هستم. ضمنا از اينكه همچنان مرا به اقدم الرفقا قبول داري به خود مي بالم/ منتظر ياري سبزتان (بخوان سبزت) هستم

نويسنده: مسعود حالا قديمي ترين دوست

 

خوب خيلي برام جالب بود كه اين يكي هنوز كاركرد خود را از كف نداده كامنت را مي گويم كه هنوز به سرنوشت بد پيام كوتاه يا اي ميل گرفتار نشده
بهر حال براي همدمي و رفاقت هميشه و از اول تاريخ دو سو دو سر دو طرف لازم بوده و هست.
سوي ديگر بايد پاسخ مثبت دهد و سري بجنباند تا طرفي بر بندم. منتظر جنبش رفيقانه تو هستم. ضمنا از اينكه همچنان مرا به اقدم الرفقا قبول داري به خود مي بالم/ منتظر ياري سبزتان (بخوان سبزت) هستم

نويسنده: مسعود حالا قديمي ترين دوست

 

خدا به داد ملت برسه.

نويسنده: محمد

 

سلام محمد جان! ای برادر! علما می گویند اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند! من هم اگر از آب گفتم و تشنگی، نه بدان معناست که این تنها درد دین است. بلکه می خواستم شمه ای از مظلومیت مولا را بر کشم، که این مظلومیت، عین درد دین است و گاهی در جگری سوخته از سم و دیگرگاه در سیلی نیلی ساز و گاه دیگر در غیبت رخ می نماید. لب لباب دینداری اعتقاد به امامت است که اگر این نباشد هیچ اعتقادنما و شبه اعتقادی اعتقاد نیست. اگر این حقیقت زیر پا رفت و مظلوم گشت، بی شک دین در محاق رفته است، آری تلقی من از معارف اصیل دین همین است و بس. امامت امامت امامت که اگر این بود نشانه ای است بر بودن نبوت و سپس توحید.

بنابراین من هم با تو موافقم در اینکه : دل سوختن به هر رنج گذرای بشری درد عاشورا نبود. کما اینکه رنجی غیر اختیاری چون بیماری یا حتی رنجی اختیاری چون روزه داری، مصیبت دین نیست. اما از این چه نتیجه ای را اراده می کنی؟!
نکته در این است که در عاشورا درد تشنگی «صرف» نبود. بلکه درد تشنگی با این قید بود که این تشنگی را بر کسی تحمیل کردند که آب از او آبرو می گرفت. این تشنگی تحمیلی مصداق ظلم بود. عاشورا درس مواجهه حق و باطل است و ترسیم شمه ای از مظلومیت امامت، نمودن مظلومیت حق است. یاری می کند که بدانیم چگونه و با چه رفتاری در جبهه مقابل حق، قرار می گیریم. پس اگر من یا هر کس دیگر ذکری از مصائب می کند، یعنی یادی از همین تشنگی و سر بریده و جسم کوفته و اسارت و ... همه از همین باب است. و این یاد مصائب از همین جهت، ارزشمند. تازه این همه ثواب که در «احادیث» برای این ذکر مصیبت هدفدار برشمرده اند، قابل انکار نیست. موفق باشی.

نويسنده: مسعود حالا قديمي ترين دوست