.
.

افكار مسطور
پراكندگي هاي س.م.عاملي


 

۳۰ خرداد

زیست منققطع و تجربیات ما

امروز، یک روز و یک سال از تاریخ خاتمه روز هشت ساله دوم خرداد می گذرد.
و البته این روز مهمی است، نه از این باب که ما شکست خوردیم... («ما» یعنی من و هرکسی که همدلی دارد با من در این شکست) ... این روز مهمی است نه از این باب که ما شکست خوردیم؛ که لازمه رقابت، حضور عنصر شکست است؛ گیرم که این حضور بسی تلخ و فاجعه گون باشد.
بیست و هفت خرداد یک هزار سیصد و هشتاد و چهار را از آن رو مهم و ثبت شده می دانم که از دید من راه تغییر آمرانه خودبنیاد اما مقید به رأی مردم را برای آنکه گریزی از راه های دشوار پیدا کنیم بست؛ اگر پذیرفته باشیم که نیازمند تغییریم و اصلاحات به صرفه ترین، مانا ترین و پیش بینی پذیرترین تغییر است.
بیست و هفت
خرداد سال پیش، انتخاباتی را پشت سر گذاشتیم که طبعاً می توانست به اندازه هر انتخابات دیگری مهم باشد و یا حتی می توانست مثل دوم خرداد شگفت انگیز باشد یا باز مثل همان انتخابات فرصتی استثنایی را پیش روی ملتی قرار دهد. اما به زعم من بیست و هفت خرداد چیزی فراتر از یک رقابت انتخاباتی بود.
در بیست و هفت خرداد، حاملان ایده تغییرات اصلاحی، بعد از هشت سال قدرت را به کلی از دست دادند.
فراموش نکنیم که دوم خرداد، برای کسانی همان احساس تلخی را در پی داشت که بیست و هفت خرداد برای ما و این احساس فقط در یک روز نبود که آزارشان می داد، کسانی که دوم خرداد برایشان روز تلخی بود، تمام روزهای مابین دوم خرداد هفتاد و شش تا بیست و هفت خرداد هشتاد و چهار را به تلخی و همراه با نگرانی و ترس گذراندند؛ چراکه پیامد دوم خرداد، تنها یک جابجایی قدرت معمول نبود؛ بلکه در پی آن انتخابات، نیروی عظیمی که خواهان تغییرات اساسی بودند، قدرت گرفتند و تغییرات مورد نظر برای تلخ کامان دوم خرداد نه تنها نامطلوب بلکه  بسیار تهدید کننده بود، از این رو در این هشت سال تمام هم خود را بر این امر استوار کردند که هرچه می توانند از سرعت این تغییرات بکاهند و قدرت تغییرخواهان را محدود کنند.
اگر شرایط ناکامان دوم خرداد را که کامیابان بیست و هفت خرداد نیز هستند در هشت سال گذشته درک کنیم و تصور کنیم که هر فریاد شوق ما، هر کلام جسارت آمیز ما و هرگام روبه جلوی اصلاح طلبان، تا چه اندازه برای آنان دلهره آور بوده است، بیشتر نگران می شویم که آنان تمام تلاششان را بکنند که حتی یک روز از روزهای این هشت سال را یک بار دیگر تجربه نکنند و عبارت ساده تر، امکان قدرت یافتن هر اندیشه خواهان تغییر را منتفی کنند و نیک می دانیم که ساختار قانونی نیز این امکان را برایشان فراهم می آورد.

***

اما واکاوی اینکه چرا اصلاح طلبان در حفظ قدرت ناکام ماندند؛ قطعاً پاسخ های بسیاری را می تواند در پی داشته باشد. در این مورد دوستان زیادی نوشته اند، اما بیشتر با آن دسته ای همراهی دارم که مثل آرام دل، دوم خرداد و بیست و هفت خرداد را به کلی منفک از یکدیگر ندیده اند و به گونه ای اشتراک میان این دو قائلند. مسلماً اشتراکی میان پدیده های رخ نمون  در یک جامعه وجود دارد و نمی توان برخی را جزو طبیعی آن جامعه برشمرد و برخی دیگر را از عجایب. مثلاً یکی از دوستان نوشته است « آقای دکتر معین با این صداقتش،پاکیش،و پتانسیلش ازسر این مردم هم  زیاد بود.» اگر منظور این دوست را درست فهمیده باشم که مرادش ناآگاهی مردم است؛ پس باید این ناآگاهی را در تحلیل دوم خرداد نیز لحاظ کرد؛ نه اینکه بیست و هفت خرداد را ناشی از ناآگاهی و دوم خرداد را نشان هوشمندی جامعه بدانیم. من البته با ایده ناآگاهی جامعه موافقم و فکر می کنم که باید این نکته را در تمامی تحلیل ها والبته برنامه ریزی ها لحاظ کرد.
اما اصولاً در پاسخ به این سؤال؛ یعنی علل ناکامی اصلاح طلبان در کسب قدرت، دوگونه نگاه می توان داشت که هردو ضروری است.
یکی آنکه می توان به تک تک عواملی که موجبات شکست را فراهم آورد یا دستیابی به پیروزی را نا ممکن نمود پرداخت. می توان مثل حنیف چنین نگاهی را به ایام انتخابات داشت و یا حتی به تمامی ایام این هشت سال. می توان علل این ناکامی را با چنین نگاهی در شورای شهر اول یا اصلاح قانون مطبوعات یا ... جستجو کرد.
در نگاه دوم می توان بر ضعف های عمده حاکم بر جریان، تشکیلات، ایده ها و حرکت ها نظر داشت.
به نظر من ما با معضلی دست به گریبان هستیم که بسیاری از مشکلاتمان را موجب گشته است. من اسم این معضل را می گذارم «زیست منقطع».
برخی از صاحبنظران علل ناکامی ما را در عدم انقطاع از سنت جستجو می کنند و بی بهرگی یا کم بهرگی از تجدد را عامل عقب ماندگی می دانند. در مقابل دسته ای دیگر، التقاط و تجددگرایی را علت العلل تیره روزی  ایرانیان می دانند. در واقع هر دو دسته به حضور دوگانه سنت و تجدد در جامعه ایرانی قائلند و هریک سوق به یکی از دو سو را مشکل ساز دانسته اند.
اما بنده با هیچ یک از این دو دسته همرایی ندارم. به زعم من ناکامی های ما ناشی از فقدان سنت در تاریخ ماست. در تاریخمان در هیچ یک از عرصه ها هیچ گونه پیوستگی وجود ندارد. در اقتصاد آیا بنگاهی می شناسید که عمری بالغ بر یک سده داشته باشد؟ تازه هرچه به این سو می آییم، عمر بنگاه های اقتصادی از چند نسل به یک نسل و یا کمتر کاهش می یابد. در عرصه آموزش و پرورش نیز به کلی فاقد پیشینه مستمر هستیم؛ از یک سو به تعلیمات نظامیه ها می بالیم، بعداً مکتب ها را پایه آموزش می دانیم، بعد صاحب دانشگاه می شویم، دانشگاه که در غرب سنت خاص خود را دارد و مثلاً مکتب سوربن با دانشگاه پاریس یا آکسفورد و کمبریج به شدت متفاوت است، اما همین نهادِ دانشگاه در ایران در مقاطع مختلف، فاقد هرگونه هویت قابل بحث است. و الی آخر در مورد دیگر عرصه های اجتماعی. توگویی جامعه ای که ده سال پیش در این خطه می زیسته، پدیده ای بوده و آنچه فعلاً موجود است، پدیده ای کاملاً مجزا. (در یک فیلم کوتاه به نام «صحنه ها خارجی» اشاره جالبی به این مطلب داشت و به جهت مطایبه عنوان می داشت که جامعه ایرانی، دوهزار سال است که «در حال گذار است».) این همان چیزی است که اسم آن را می گذارم، زیست منقطع.
در چنین شرایطی تجربه، تجربه آموزی و تجربه اندوزی حکایت جالبی دارد.
به زعم من تجربه اندوزی به عنوان درک مشترک، تقریباً در ایران به هیچ عنوان وجود ندارد.
اما تجربه آموزی نیز از لطایف ماست. مثلاً صاحبنظران امروز ما
]ضمن احترام به همه آن ها[ برای تجربه آموزی نگاهی خیره به صدر مشروطه دارند و از آن دوره مصداق می آورند حال آنکه هیچ شباهتی میان جامعه ما در این دو دوره وجود ندارد، توگویی برای عبرت آموزی به انقلاب کبیر نظر داشته باشیم که البته خالی از فایده نیست!
چنین تجربه آموزی البته ما را به خطا می برد. فراموش نمی کنم که یکی از اندیشمندان سیاست ورز که از قضا پایه ای از استدلالاتش تجربه مشروطه است، زمانی می گفت مردم به ما رأی می دهند. بعد از انتخابات دوم شورا می گفت اگر مردم رأی بدهند به اصلاح طلبان رأی می دهند، بعد از انتخابات مجلس هفتم و قبل از انتخابات ریاست جمهوری می گفت اگر مردم رأی بدهند، محال است به محافظه کاران رأی بدهند و دیدیم که چه شد.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/761



 نظرات

نگاه جالبي بود

نويسنده: پيرمراد

 

نگاه جالبي بود

نويسنده: پيرمراد

 










مشخصات مرا به خاطر بسپار