.
.

افكار مسطور
پراكندگي هاي س.م.عاملي


 

۱۷ خرداد

نقطه سر خط

چند وقتي بود كه نمي‌نوشتم، قصد نوشتن كردم اما از آنجا كه به همت رفقا، نسخه جديد مووبل تايپ بر روي وبلاگ بار شده بود و نشاني صفحه ورود تغيير كرده بود، باز به بن‌بست خوردم و رفتم كه رفتم!
بعد از چندي باز قلقلكم آمد كه بنويسم، رفتم و پيغامي براي آقاي وبلاگ گذاشتيم، اما جوابي نيامد،، اين شد كه باز رفتم كه رفتم!
دوباره باز دلتنگ نوشتن شدم و اين‌بار نامه‌اي ملتمسانه راهي صندوق نامه برقي آقاي وبلاگ كردم و اين بار جواب داده شد كه برادر، نشاني جديد دروازه ورود اينجاست!
اين بود كه ما ... بازهم رفتيم كه رفتيم!!!
لازم به ذكر است كه در اين مدت برخي ياران صديق در ايراد طعن و كنايه، از هيچ كوششي فروگذار نكردند، اما اين بنده پوستم كلفت بود؛ نا سلامتي زماني روزنامه نگار اصلاح‌طلب بوديم ها!!
خلاصه، گذشت تا اينكه دوست نحيف ما، براي مونس شريف ما، وبلاگي دست و پا كرد كه بيا و ببين.
كمترين هم به رسم ارادت مدتي فكر كردم كامنتي براي علياحضرت گذاشتم از اين قرار:
توکه اهل فرهنگ و تعمقی، با نوشتن، خودت را بیشتر می توانی بشناسی و هرکس هرچقدر خودش را بیشتر بشناسد، پیرامون خود را بیشتر می شناسد، جهان اطرف، آدم های دوروبری و عشق ها و افکارشان
اما قبل از اينكه كسي برايم دست بگيرد، خودم به خودم نهيب زدم كه هي! تو كه لالايي بلدي ...
اينگونه شد كه الان شروع كرده‌ام به نوشتن؛ قول نمي‌دهم؛ اما سعي مي‌كنم مرتب بنويسم.
در اين مدت موضوعاتي آمد و رفت كه مي‌خواستم بنويسم، و شايد چه بهتر كه ننوشتم، چون صداي خيلي‌ها را در مي‌آورد، مثل دوم خرداد و اعتراض آذري‌ها به كاريكاتور ماناي كاريكاتور.
شايد البته با خودم كنار بيايم و تا دير نشده اين‌ها را هم بنويسم.




TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/732



 نظرات

به به آقاي دكتر. تو آْسمونا دنبالتون مي گشتيم تو سرزمين سايبر پيداتون كرديم.

نويسنده: آدم

 

محمدعزیزم
از اینکه باز قصد نوشتن کرده ای خیلی خوشحالم. امیدوارم که با مرتب نوشتنت به من هم انگیزه نوشتن بدهی. توکه اهل فرهنگ و تعمقی، با نوشتن، خودت را بیشتر می توانی بشناسی و هرکس هرچقدر خودش را بیشتر بشناسد، پیرامون خود را بیشتر می شناسد، جهان اطرف، آدم های دوروبری و عشق ها و افکارشان.

نويسنده: نسیم