شكاف گفتماني و انتخابات
صاحبنظران علوم اجتماعي، طي سالهاي گذشته، وجود و فعال بودن شكافهاي اجتماعي متعددي را در جامعه ايران گوشزد كرده و عواقب آن را ياد آور شدهاند كه شكاف نسلي،شكاف جنسيتي، شكاف طبقاتي، شكاف دولت - ملت و... از اهم آن است.
آنچه كه اكنون موجب نگراني است، بروز و تعميق شكاف جديدي در جامعه ايراني است ؛ البته اين شكاف را نميتوان جدا از شكاف دولت – ملت دانست و در ذيل آن ميگنجد.
اين شكاف تازه كه ميتوان آن را شكاف گفتماني نام نهاد، به نوبه خود موجب گسترش بيشتر شكافت دولت – ملت ميشود.
نشانههاي اين بحران ميتوان در رفتار روزمره شهروندان به روشني ديد.
صاحبنظران علوم اجتماعي، طي سالهاي گذشته، وجود و فعال بودن شكافهاي اجتماعي متعددي را در جامعه ايران گوشزد كرده و عواقب آن را ياد آور شدهاند كه شكاف نسلي،شكاف جنسيتي، شكاف طبقاتي، شكاف دولت - ملت و... از اهم آن است.
شكافهاي اجتماعي، مولد وزاينده بحرانهايي هستند كه در صورت بيتوجهييا بيتدبيري به از هم گسيختگي جامعه و فروپاشي اجتماعي منجر ميگردد.
1- از ميان شكافهاي موجود ،شكاف دولت –ملت ،بيش از بقيه موارد با حوزه سياست پيوستگي دارد؛ بدين معني كه هم عوامل موجد آن و هم راهكارهاي علاج آن در عرصه سياسي يافت ميشود و نشانههاي اين شكاف را نيز ميتوان دركنش و واكنشهاي سياسي شهروندان و دولت جستوجو كرد. شكاف «دولت – ملت» بيشتر ناظر بر فقدان اعتماد ميان دونهاد دولت وملت و ناشي از بحران اعتماد است. عمدتاً جامعهشناسان زماني از شكاف دولت - ملت سخن ميگويند كه دولت نسبت به شهروندان بي اعتماد باشد و بر اين اساس هر گونه زمينه مشاركت مردمي در عرصههاي مختلف اعم از اجتماعي، سياسي،اقتصادي، و .... را محدود ميسازد و تلاش ميكند تا خود هر چه بيشتر مديريت حوزههاي مختلف را دست گيرد و حتي المقدور از دخالت شهروندان در تصميم سازي، تملك و اجرا بكاهد .
در مقابل شهروندان نيز به دولت – به معناي عام- بياعتماد ميشوند و تمامي اقدامات دولت را عليه منافع خود ارزيابي ميكنند و از مشاركت حداقلي در عرصه هايي كه تحت سيطره دولت است، حتي الامكان خود داري ميكنند.
تنها علاج اين بحران، اعتماد سازي و فراهم كردن زمينههاي مشاركت حداكثري شهروندان در كليه امور جامعه است . اين راهي بود كه دولت اصلاحات در آن گام نهاد و به ميزان قابل توجهي در جهت تحقق اين اهداف موفق بوده؛ گو اينكه اقتدارگرايان نيز ازتلاش براي تخريب اعتماد به دولت فرو گذار نكردند و البته در نگاهي كلان نگر اين تلاشها جز به تضعيف اعتماد ملت به كل حاكميت نينجاميده و نخواهد انجاميد.
2- اما آنچه كه اكنون موجب نگراني است، بروز و تعميق شكاف جديدي در جامعه ايراني است ؛ البته اين شكاف را نميتوان جدا از شكاف دولت – ملت دانست و در ذيل آن ميگنجد.
اين شكاف تازه كه ميتوان آن را شكاف گفتماني نام نهاد، به نوبه خود موجب گسترش بيشتر شكافت دولت – ملت ميشود.
نشانههاي اين بحران ميتوان در رفتار روزمره شهروندان به روشني ديد.
اينكه عموم جامعه در جستوجوي اخباري نانوشته و ناگفته باشد و به عبارتي اخبار رسانههاي موجود آنها را اقناع نكند، نشانه چنين بحراني است.در اين وضعيت، جامعه به اخبار رسانههاي رسمي و قانوني وقعي نمينهد. گويا چندان زبان رسانههاي رسمي و رسانه هايي كه ناگزير به تابعيت از گفتمان رسمي هستند، براي آنان قابل درك نيست .
در مقابل شخصيت ها و نهادها ورسانههاي رسمي نيز چندان به گفتمان شهروندان آشنايي ندارند ونمي توانند ارتباط مؤثري را با آنان بر قرار سازند و برخي تلاشهاي صورت گرفته نيز بيش از هر چيز مضحك مينمايد.
گويش يا نوشتار عاميانه بدون هيچ گونه تغييري در مفاهيم غالب، نمونه اي از اين تلاشها است.
اماهستند شخصيت ها و رسانه هايي كه با گفتمان جامعه بدين حد بيگانه نيستند؛ اما قالبهاي صلب موجود (كه خود ناشي از گفتمان رسمي هستند )، به آنان اجازه نزديكي به گفتمان شهروندان را نميدهد.در نهايت حاصل اين شكاف علاوه بر فاصله گرفتن هر چه بيشتر دولت و ملت به ناشنوايي ملت در مقابل دولت و دولت در مقابل ملت خواهد انجساميد و ديگر نه ملت دركي از رفتار و گفتارهاي دولت خواهد داشت و نه دولت ميتواند مطالبات ملت را درك كند و حتي اگر تلاش داشته باشد كه در جهت منافع ملت پيش رود، به دليل اين بيگانگي، توفيقي نخواهد داشت. در چنين حالتي ملت و دولت در مقابل همه لال و ناشنوا ميشوند.
3- انتخابات رياست جمهوري، مقطعي است كه تمامي بحرانهاي موجود فعال يا نيمه فعال با تراكم بيشتري رخ مينمايند. در اين ميان بحران گفتماني نيز نقش تعيين كننده اي در نتيجه رقابت خواهد داشت به علاوه، بايد تلاش كرد تا عبورمان از اين مقطع تعيين كننده به نحوي صورت گيرد كه حاصل آن تخفيف هر چه بيشتربحرانهاي موجود باشد.
در عرصه رقابت كانديدايي موفق تر خواهد بود كه با درك بيشتر، نزديكي بيشتري به گفتمان شهروندان داشته باشد.
ونيز بايد تلاش كرد تا شخصي را برمسند رياست جمهوري بنشانيم كه بيش از بقيه توانايي پر كردن اين شكاف را داشته باشد و بتواند همزمان با نزديك كردن گفتمان حكومت و گفتمان شهروندان به هم به گونه اي عمل كند كه هم در قالب گفتماني شهروندان مطلوب ارزيابي شود وهم با ساختار شكني ناگهاني، حاملان گفتمان رسمي را عليه خود نشوراند.
|
TrackBack URL for this entry:
http://30morgh.org/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/173
|