.
.

افكار مسطور
پراكندگي هاي س.م.عاملي

   

۲۶ بهمن

  تفاوت ديدگاه فرمانده سپاه و مقام معظم رهبري


پس از آنكه فرمانده محترم سپاه و بسيج در همايش مسئولان بسيج دانشجويي دانشگاه‌ها از ضرورت حمايت سپاه و بسيج از «جريان» اصولگرايي سخن گفت، اصلاح‌طلبان به نقد اين اظهارات پرداختند و اصولگرايان از موضع سردار جعفري حمايت كردند. اصلاح‌طلبان اين موضع‌گيري را مصداق بارز دخالت نظاميان در سياست توصيف كردند. دخالت نظاميان در سياست نه تنها در اكثر دموكراسي‌ها مطلقاً ممنوع فرض مي‌شود كه رهبر كبير انقلاب نيز بارها و خصوصاً در وصيت‌نامه خود به تأكيد و صراحت نظاميان را از ورود به عرصه رقابت‌هاي ساسي منع كرده‌اند. در مقابل اصولگرايان تمام تلاش خود را كردند تا موضع سردار را توجيه و موضع او را به گونه‌اي تفسير و تأويل كنند كه مصداق دخالت در سياست نباشد. به گفته اصولگرايان از جمله دبيركل محترم حزب مؤتلفه اسلامي دفاع از اصولگرايي به عنوان يك تفكر ارزشي و نه جناح و جريان بوده است. اين تفسيرها اندكي بعد صراحتاً توسط مدير مسؤول كيهان رد شد. وي در سرمقاله روز چهارشنبه 24 بهمن‌ماه نوشت:

"سردار جعفري در سخنان اخير خود اگرچه روي اصولگرايي به مفهوم واقعي كلمه تاكيد مي كند  ولي نشاني ها و مشخصاتي كه از اصولگرايي ارائه مي دهد نشانه ها و مشخصات يك جبهه  سياسي است و نه يك مفهوم ارزشي به معناي واقعي آن. ايشان در بخشي از اظهارات خود مي  گويد «جريان اصولگرايي بعد از گذشت 25 سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در  حاكميت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته» و يا در بخش ديگري اظهار مي دارد «امروز در قوه  مجريه و مقننه جريان اصولگرايي حاكم است از اين رو اگر بسيج مي خواهد در اين رابطه كاري كند،  ابتدا بايد از اين جريان مراقبت كرده و سپس در حفظ، توسعه و پيشرفت آن و برطرف كردن نقاط  ضعفش تلاش كند.»"


درباره اظهارات سردار فرماندهي محترم سپاه موضع‌گيري‌هاي متعددي شده است؛ اما به نظر مي‌رسد به دليل تكان دهنده بودن اذعان صريح به جهت‌گيري‌هاي انتخاباتي در سپاه و احياناً اقدامات علني در اين راستا، نكته مهمي در فرمايشات ايشان از نظرها پوشيده مانده است.
سردار جعفري در سخنان خود گفته است كه «جريان اصولگرايي بعد از گذشت 25 سال از انقلاب دوباره زنده شده است و اكنون در حاكميت دو قوه از سه قوه كشور قرار گرفته» و البته اندكي بعد توضيح مي‌دهند آن دو قوه‌اي كه در اختيار جريان اصولگرايي است قوه مجريه و قوه مقننه است. بدين ترتيب به زعم فرمانده سپاه و بسيج تنها قوه‌اي كه در اختيار اصولگرايان نيست، قوه قضائيه است كه از قضا تنها قوه‌اي است كه مطابق قانون اساسي مسؤول آن نه از طريق مراجعه به آرای عمومي كه توسط مقام معظم رهبري تعيين مي‌شود. در واقع از فرمايشات فرمانده محترم سپاه اينگونه مستفاد مي‌شود كه مقام معظم رهبري صلاح نمي‌بينند كه قوه قضائيه در اختيار جريان اصولگرا قرار گيرد يا رياست آن را فردي از ميان اصولگرايان عهده‌دار شود.
بدين ترتيب علاوه بر احتمال دخالت نظاميان در انتخابات، مورد ديگري نيز وجود دارد كه مي‌تواند موجب نگراني علاقه‌مندان و حاميان نظام اسلامي شود و آن اينكه فرمانده سپاه و بسيج نه تنها سعي مي‌كند نيروهاي نظامي را براي حمايت از يك جريان سياسي بسيج كند كه بر اساس اظهارات خود ايشان اگر نگوييم اين جناح مورد تأييد مقام معظم رهبري نيست، دست‌كم مي‌توان اينگونه نتيجه گرفت كه مقام معظم رهبري در اختيار اصولگرايان قرار گرفتن قوه قضائيه را به صلاح نمي‌دانند.
آيا از اظهارات فرمانده سپاهي كه نيروهاي تحت امر خود را به دخالت سازمان‌يافته در رقابت‌هاي سياسي تشويق مي‌كند، مي‌توان نتيجه گرفت كه ديدگاه سياسي ايشان متفاوت با نظرات فرماندهي كل قوا است؟

 

 

۲۶ بهمن

  باز هم دریغ و آه


شبي و صد دريغ و ناله تا روز 
دلي و صد هزاران حسرت و سوز 

پنج‌شنبه انجمن صنفی مطبوعات بزرگداشتی برای او برگزار کرده بود. آنانکه به او ارادتی و تعلق خاطری داشتند آمدند و اندکی از بسیار او گفتند. نامش را نمی‌برم؛ یارای آن را ندارم که نامش را بر زبان رانم؛ غلو نمی‌کنم ... به واقع در خود نمی‌بینم که حتی به اندازه نام‌بردن از او به آن خورشید نزدیک شوم.

از آن بدنقش او شوريده پيوست 
كه نقش ديگري بر خويشتن بست 
 
نياسود از دويدن صبح تا شام 
مگر كز خويشتن بيرون نهد گام 
 
ز تن مي‌خواست تا دوري گزيند 
مگر با دوست در يك تن نشيند 
 
چنان با اختيار يار در ساخت 
كه از خود يار خود را باز نشناخت 


در آفاق اين سخن شد داستاني 
فتاد اين داستان در هر زباني 

در هر گوشه‌ای عکسی از او بود. به هریک که نگاه می‌کردم بی‌اختیار اشک از گوشه چشمانم سرازیر می‌شد. دیری بود که اینگونه اشک نریخته بودم. گریه من زاری کودکی مغبون بود که آسان درّ غلتانی را از دست داده بود. حسرت می‌خوردم به آموزگاری که از دست داده‌ایم؛ دریغم می‌آمد از فرصت‌های حضور که از دست رفته بودند. او معلم خوی انسانی بود ... اعتراف دشواری است؛ وقتی به او می‌نگرم تنم به لرزه می‌افتد از فاصله‌ای که با آدمیت دارم و او معلم بی‌منتی بود برای آدم شدن. پرکار بود و همواره به کاری مؤثر مشغول و اگر مشغول کار نبود، سر در آغوش کتاب داشت. اینگونه نبود که چون دیگر آموزگاران، بالا بنشیند، برایت خطابه بگوید و تو قلمی کنی درس استاد را. در کنارش اگر می‌بودی، اگر چشم باز می‌کردی از کردارش بسیار می‌آموختی و اگر به گفتار می‌آمد، یا خلق تنگت را دگرگون می‌ساخت یا تو نیوشای حکمت بودی. حیف از او که رفت و خجلت بر من. می‌گویم او بود و آدم نشدم ... دیگر کجا...؟

دیروز عقده چند ماهه‌ام را گشودم و از سعید گله کردم.
چند ماه پیش بود یادم نیست، گفت که او (آن بزرگ‌مرد را می‌گویم) قرار است مسؤول کمیته تبلیغات ستاد ائتلاف شود، می‌خواهی بازهم با او کار کنی؟ می‌دانست علاقه و ارادتم را به او. گفتم او هرجا که باشد من نه تنها حاضر که مشتاقم هرکاری را در سایه‌اش انجام دهم. سعید گفت می‌‌گویم.
امروز به سعید گفتم قولت یادت رفت؟ پس چه شد که این فرصت را از دست دادم. سعید گفت که یادش نرفته و گفته؛ اما او آن مسؤولیت را عهده‌دار نشد. من می‌خواستم در سایه او باشم و نه در کمیته تبلیغات یا هرجای دیگری که او نبود. سعید هم حتم از این باب دیگر پیگیر نشده.
سعید اما چیز دیگری گفت که بی‌اندازه در پس آن اشک‌ها که ریخته بودم شادمانم کرد. سعید گفت وقتی به او گفتم، او گفت که «هنوز که مسؤولیت نپذیرفته‌ام، اگر پذیرفتم خودم محمد را خبر می‌کنم؛ لازم هم نبود تو به من توصیه کنی. اگر نمی‌گفتی هم خودم پِیَش می‌فرستادم».
چیزی آمیخته از شادمانی و حسرت در دلم موج می‌زند وقتی به یاد می‌آورم صدایش را که مرا به «نام» می‌خواند و گاه «جان» یا «آقا»یی به آن می‌افزود. مهربان بود با همه؛ نه فقط با من.
می‌خواستم باز هم بنویسم ... اشک اما اجازه نمی‌دهد که نوشته‌ها و حروف را ببینم.

اشك ديده‌است از فراق تو دوان 
آه آهست از ميان جان روان 
 
ما چو چنگيم و تو زخمه مي‌زني 
زاري از ما نه تو زاري مي‌كني 
 
ما چو ناييم و نوا در ما ز تست 
ما چو كوهيم و صدا در ما ز تست 


اين سخن پايان ندارد ليك ما 
باز گوييم آن تمام قصه را  

 

 

۲۴ بهمن

  نظارت در مجلس هفتم!


از روز گذشته بحث بودجه در مجلس آغاز شد. روز گذشته نمایندگان درباره کلیات بودجه نظرات موافق و مخالف خود را ابراز کردند.  بودجه سال 87 که به شیوه جدید نوشته شده و به گفته آقای احمدی‌نژاد ایشان شخصاً بیش از 100 ساعت برای تنظیم آن وقت گذاشته‌اند. در این بودجه بدون ارائه جزئیات فقط میزان بودجه هر دستگاه مشخص شده است. یکی از مهم‌ترین محورهای مخالفت نمایندگان با کلیات بودجه این بود که این شیوه بودجه‌نویسی امکان نظارت مجلس را محدود می‌کند.
این حساسیت برای من خیلی نامفهوم است. مجلس هفتم در کی یکی از ضعیف‌ترین مجلس‌های جمهوری اسلامی بوده است و افزون‌براین نه تنها در مقابل دولت نهم نرمش نشان داده است که حتی به نوعی مطیع آن بوده است ... البته چند مورد نمایشی را می‌توان استثنا کرد و باز البته برخی نمایندگان مستقل نظیر دکتر حسن سبحانی هم در مجلس وجود دارند که البته با وجود حامیان مطلق دولت اثری ندارند.
حال اینکه این مجلس دغدغه نظارت بر اجرای قانون بودجه را دارد خیلی عجیب می‌نماید خاصه آنکه مجلس آتی نیز تکلیفش روشن است و ترکیبی شبیه مجلس هفتم خواهد داشت.
-----------------------

بیانیه جبهه مشارکت درباره بودجه 87    
تیتر گاف ایرنا: كاريكاتور جديدي از پيامبر اسلام در روزنامه‌هاي دانمارك منتشر شد  (!!!)

 

 

۱۴ بهمن

  در حسرت دیداری دوباره



تن عاشق بميرد در جدايي
وليكن جان او هرگز نميرد
 
تنم را پر شود پيمانه عمر
 ولي پيمان او هرگز نميرد
 
بزرگ مردی بود احمد بورقانی، نه از آن دست آدم هایی که تا هست حسرتش را نمی خوری و قتی که رفتنی شد، به سنت دیرینه مرده پرستی مان در رثایش بگویی. نه من که هرکه دمی با او سپری کرده بود و دم به دمش گذاشته بود، همواره در حسرت دیدار مجدد انتظار می کشید. به عدد آدمیان درباره هرکسی قضاوتی است؛ اما درباره او جز نیک از کسی نشنیدم و این نه از باب اینکه با حرف راست کسی را نمی رنجاند که هماره جانب انصاف را رعایت می کرد. درباره منش انسانی او نوشتن سخت است چراکه تو را یادآور می شود که چقدر از آدمیت دوری و نیز تو را چه به مدح بزرگ مردی چون او.
کوتاه مدتی که سررشته امور مطبوعات را در دست گرفت، تأثیری بس عمیق و مانا در این خاک سترون برجای گذاشت. از ارشاد و مجلس هم که بیرون شد همواره پدری می کرد برای مطبوعات و مطبوعاتیان. سیاسیون اصلاح طلب نیز از هر طیفی که بودند، به رغم اختلافات و تمایزات در یک چیز اشتراک داشتند و آن احترام و اعتبار بورقانی بود. در میان مطبوعات و سیاسیون میانه بسیاری از اختلاف را که می رفت به نتیجه ای ناپسند منجر شود می گرفت و از اعتبارش مایه می گذاشت.
از این ها می گذرم و باز پیشاروی خوی آدمی اش سر خم می کنم. فقدان چون اویی به واقع حرمان است؛ گیرم که «مرد نکونام نمیرد هرگز». اگر او همچنان می بود در این میانه تلخ نیستی، باور نیکویی و انسانیت ساده تر بود. گفتم که هرکه دمی از نفسش بهره جسته بود، مشتاق دیداری دیگربرا می ماند که باز بیاموزد و باورش را سخت تر کند به «انسان». مرگ از تعددش باور پذیر است، اما پذیرش مرگ چون اویی دشوار است چه عمر بسیار بباید پدر پیر فلک را که آزموگار آدمیتی چون او باز یابد.


کاروان شهید رفت از پیش
وان ما رفته گیر و می اندیش ...

 

 

۲۸ آذر

  بازي دوگانه روسيه در مناقشه هسته‌اي


 آغاز ارسال سوخت هسته‌اي نيروگاه بوشهر، اقدامي غير منتظره بود. گرچه بيش از هشت ماه از زمان مقرر براي تحويل اورانيوم نيروگاهي به ايران گذشته و هيات ايراني نيز در سفر هفته گذشته خود به مسكو به سرپرستي منوچهر متكي، وزير امور خارجه مذاكراتي را در اين زمينه با طرف روسي داشته است، اما به نظر مي‌رسد تهران انتظار نداشت اين مذاكرات به اين زودي ثمر دهد.


مقام‌هاي ايراني نه تنها پيش از اين از ارسال سوخت در اين هفته خبري نداده يا حتي بنا به عرف دولت نهم از در راه بودن خبرهاي خوش هسته‌اي سخني به ميان نياورده بودند، بلكه حتي محمدعلي حسيني، سخنگوي دستگاه ديپلماسي كشور يك روز پيش از اقدام طرف روسي به آغاز تحويل سوخت راكتور گفته بود كه نمي‌توان زماني براي ورود نيروگاه بوشهر به شبكه برق كشور مشخص كرد. اين در حالي است كه طبق قرارداد، روسيه موظف است شش ماه پيش از راه‌اندازي فاز يك نيروگاه، سوخت مورد نياز را به ايران تحويل دهد. در واقع زمان راه‌اندازي نيروگاه است كه موعد تحويل سوخت را تعيين مي‌كند.
از سوي ديگر دستيابي ايران به اورانيوم غني شده، از ديد مخالفان هسته‌اي شدن ايران، مناقشه برانگيزترين بخش همكاري هسته‌اي تهران- مسكو است. در حالي كه مذاكرات هسته‌اي پنج كشور عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان براي اتخاذ تصميم درباره چگونگي برخورد با ايران به دليل امتناع اين كشور از اجراي مفاد قطعنامه 1747 شوراي امنيت سازمان ملل هنوز در جريان است، اقدام روسيه به در اختيار ايران گذاشتن اورانيوم مورد نياز راكتور نيروگاهي، به نوعي ناديده گرفتن نگراني‌هاي ادعايي كشورهاي غربي است.
براي تحليل اقدام غير منتظره مسكو، لازم است جايگاه روسيه را در مناقشه هسته‌اي ايران به دقت در نظر گرفت بيشتر كشورهاي عضو 1+5 به واسطه مناقشه هسته‌اي در شرايط متناقضي قرار مي‌گيرند. چين، روسيه، آلمان، فرانسه و انگلستان هر كدام كم و بيش روابط تجاري قابل توجهي با ايران دارند. اقدام به اعمال محدوديت‌هاي مالي و بازرگاني در قالب تحريم‌ها، به بهانه آنچه آنان تنبيه ايران مي‌خوانند، براي آنان نيز هزينه دربردارد. همان‌طور كه ذكر شد، مسكو نيز درگير اين شرايط متناقض است؛ اما اين كشور در ميان 1+5 جايگاه منحصر به فردي دارد. اين جايگاه ويژه ناشي از همكاري هسته‌اي با ايران در پروژه نيروگاه بوشهر است.
البته نبايد اين همكاري را صرفا يك همكاري اقتصادي در نظر گرفت؛ بلكه اين شراكت هم براي ايران و هم براي روسيه نقشي راهبردي دارد. از سوي ديگر، همكاري مسكو با تهران در پروژه‌اي است كه در قالب حساسيت‌برانگيزترين برنامه ايران براي غرب مي‌گنجد.جايگاه ويژه روسيه در ميان كشورهاي 1+5 به مسكو اين امكان را مي‌دهد كه از پروژه بوشهر به عنوان اهرمي دوسويه در معادلات ديپلماتيك خود بهره جويد. اين كشور تاكنون نسبت به آخرين توافق با ايران 8ماه تاخير در تحويل نيروگاه به تهران داشته است. تحليل‌گران و مقام‌هاي رسمي ايران بارها به صراحت دليل اين تاخير را سياسي ارزيابي كرده‌اند.
به تعبير ديگر، وقت‌كشي روسيه در اجراي قرارداد، امتيازي بوده كه به كشورهاي غربي داده است.
اما اكنون روسيه چه هدفي را از آغاز تحويل سوخت به ايران دنبال مي‌كند؟ بي‌شك مسكو بيش از آنكه رفتار خود را در همكاري با تهران در نيروگاه بوشهر براساس قرارداد تنظيم كند، مبناي عمل خود را مناسبات سياسي قرار داده و مي‌دهد. از اين روي، تحويل سوخت نيروگاه را نمي‌توان تنها اقدامي در راستاي قرارداد قلمداد كرد.اين اقدام روسيه از منظر ديپلماتيك نيز كاركردي دوگانه براي روسيه دارد. از آنجا كه تحويل سوخت نيروگاه، اقدامي زمان‌بر است، مسكو مي‌تواند دو رويكرد متفاوت را در اين مدت اتخاذ كند.
روسيه به رهبري پوتين كه خيال بازگشت به جهان دوقطبي را در سر مي‌پروراند، در چند جبهه با دنياي‌غرب وارد مناقشه سياسي شده است.از جمله به دو مورد از آنها مي‌توان اشاره كرد. يكي برنامه سپر دفاع موشكي آمريكا است. اين برنامه كه شامل استقرار رادارها و سكوهاي پرتاب موشك‌هاي دوربرد در است، توسط ايالات متحده در اروپاي شرقي اجرا مي‌شود. گر چه واشنگتن ادعا مي‌كند كه هدف از اين برنامه مقابله با آنچه تهديد موشكي ايران مي‌خواند، است؛ اما مسكو مي‌داند كه كاخ سفيد هدفي را جز مقابله سياسي و نظامي با كرملين دنبال نمي‌كند. مورد ديگر مساله استقلال كوزوو است. روسيه كه حامي صربستان است تا آنجا با اين امر مخالف است كه به صراحت اعلام كرده است، چنانچه شوراي امنيت راي به استقلال كوزوو بدهد، مسكو از حق وتوي خود براي جلوگيري از صدور اين حكم استفاده خواهد كرد. اين در حالي است كه روسيه هرگز نگفته است كه تحريم ايران را وتو مي‌كند؛
گر چه مسكو با تاييد صلح‌آميز بودن برنامه هسته‌اي ايران، پس از ارائه برآورد اطلاعاتي آمريكا درباره آن حتي به صراحت گفته است كه ايران پيش از سال 2003 نيز برنامه تسليحاتي نداشته است.
روسيه تاكنون در اين مناقشات سياسي با غرب (كوزوو و سامانه دفاع موشكي آمريكا) به نتيجه مطلوب دست نيافته است. كرملين كه تاكنون با عمل نكردن به قرارداد خود با ايران براي تكميل نيروگاه‌ بوشهر به غرب امتياز داده است، احساس مي‌كند كه زمان را براي دريافت ما به ازاي اين امتيازات از دست مي‌دهد و با آغاز تحويل سوخت به ايران نشان مي‌دهد كه به جاي همراهي با آنان (كه در تصويب دو قطعنامه تحريم عليه ايران به نمايش گذاشت) مي‌تواند در نقش حامي جدي ايران ظاهر شود. در همين رابطه شبكه خبري
بي‌‌.بي.سي در تحليلي نوشت كه «روسيه نگراني‌هاي غرب درباره ايران را جدي نگرفته است.»
كاخ سفيد نيز با اشاره به نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي بر سوخت ارسالي، اين نظارت را «گامي خوب» خواند؛ اما هشدار داد كه «نگراني آمريكا نسبت به ايران همچنان زياد است، همان طور كه نگراني متحدين ما زياد است».
همانطور كه پيش‌تر گفته شد اقدام به تحويل سوخت به ايران كاركرد سياسي دوگانه‌اي را براي روسيه دارد. وزارت خارجه اين كشور روز دوشنبه همزمان با ارسال اولين محموله اورانيوم به تهران با انتشار بيانيه‌اي اعلام كرد كه ايران نيازي به غني‌سازي ندارد و مسكو سوخت مورد نياز ايران را تامين مي‌كند. وزارت خارجه روسيه بار ديگر پيشنهاد ايجاد كنسرسيوم غني‌سازي با ايران در خاك روسيه را تكرار كرد. اين رويكرد با استقبال كاخ سفيد مواجه شد.
ريیس جمهوری آمریکا با اعلام حمایت از ارسال نخستین محموله سوخت هسته‌ای از سوی روسیه برای ایران، ادعا کرد كه ایران دیگر نیازی به پیگیری برنامه غنی‌سازی اورانیوم ندارد.
جورج بوش در واکنش به تحویل نخستین محموله سوخت اتمی برای نیروگاه بوشهر به ایران از سوی روسیه مدعی شد: اگر روس‌ها مایل به این کار هستند که من از آن حمایت مي‌کنم، پس ایرانی‌ها دیگر نیازی به کسب دانش غنی سازی ندارند.
بوش در ادامه از تلاش آمریکا برای تصویب دور سوم تحریم‌ها علیه ایران خبر داد و ادعا کرد: ايران یک توضیح به دنیا بدهکار است.
وی با اشاره به گزارش ارزیابی اخیر 16 سازمان اطلاعاتی آمریکا مدعی شد: آن گزارش را اگر به دقت بخوانید، مي‌گوید ایران یک تهدید برای صلح است اگر فعالیت‌های غنی‌سازی آنها را متوقف نکنیم.
همان طور كه گفته شد ارسال سوخت فرآيندي دو ماهه است، همچنين‌از زمان دريافت سوخت تا راه‌اندازي نيروگاه، شش ماه زمان لازم است و مسكو اين امكان را دارد كه با چرخش قطعي به يكي از دو رويكرد پيش گفته، بهره‌برداري مورد نظر خود را داشته باشد.
بدين ترتيب به نظر مي‌رسد همان گونه كه سخنگوي وزارت خارجه گفته است، هنوز نمي‌توان آغاز كار نيروگاه بوشهر را در آينده نزديك قطعي تلقي كرد و سرنوشت اين پروژه «اينك تاريخي شده» علاوه بر معادلات مناقشه هسته‌اي به مسائل مهم بين‌المللي و «جدال شرق و غرب» گره خورده است.

 

 

۱۹ آذر

  سلامی با طعم کیهان


آبرویی نمانده برایم در این وبلاگستان؛ هراز گاهی می آیم و بعد می روم و گم و گور می شوم؛ اما هر روز شعار ایسنا جلوی چشمانم است که «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود»! طی این 5 ماهی که ننوشتم همواره موضاعاتی به ذهنم آمده و قصد کردم که درباره شان بنویسم و نشده. حتی امروز که به صفحه Entry وارد شدم، دیدم که چند Post نیمه تمام هم داشته ام؛ شروع کرده بودم به نوشتن و بعد Save و بعد به امان خدا! انگار نوشته خودش قرار است تکمیل شود!
این مدت که نمی نوشتم، می خواندم وبلاگ ها را و شاهد بودم که بعضی ها نیز دست از نوشتن کشیدند، بعضی ها سست شدند و هرازگاهی شعری یا جمله قصاری را می گذاشتند بر صفحه وب تا یادشان نرود و یادمان نرود که هنوز در این فضا مجالی برای تنفس هست. بعضی ها هم در این فضا نفس تنگی گرفتند و رسماً خداحافظی کردند و رفتند. اما هنوز خیلی ها مانده اند و سرزنده. وقتی نشاطشان را و استواری شان را می بینم، باز انگیزه مرده ام تکانی می خورد و تکانم می دهد. معمولاً این اتفاق در زمان و مکان نامناسب رخ می دهد؛ اما امروز وقتی گشتی زدم در وبلاگستان هم چیزکی داشتم برای نوشتن و هم وقت و هم اینترنت!

 

 

۱۸ تیر

  دولت مظلوم و دشمنان كوچكش


مي‌گويند در عالم سياست دشمن الزاماً چيز بدي نيست؛ دست‌كم مي‌توان گناه مشكلات و كاستي‌ها را به گردن او انداخت. نمونه‌اش اين جرج بوش پدرسوخته كه القاعده و تروريسم بين‌المللي بيمه دولت و اقبالش شده است و همين دشمن باعث شد مثل پدر، ناكام نماند و دو دوره مرد اول امريكا باشد.
اين اصل كه دشمن در عالم سياست چندان بد هم نيست، تبصره‌اي هم دارد. اينكه اگر دشمني موجود نبود، مي‌توان دشمني تخيلي خلق كرد. باز همين آقاي بوش سلاح‌هاي كشتار جمعي را بهانه حمله به عراق كرد.
اما اين تبصره ظرافتي دارد كه بايد ظريف بود و آن را درك كرد. اينكه اندازه دشمني كه ساخته و پرداخته مي‌شود، قد و قامت خالق را نيز مشخص مي‌كند.

 

 

۱۷ تیر

  آقاي كروبي، بزرگي كنيد


روزنامه حزب اعتماد ملي در ستون «زمزمه» صفحه آخرخود روز شنبه خبري را با اين عنوان منتشر كرد:
نـظـر خـاتـمـي در خـصـوص نـامـزدي مـعـيـن در انـتـخـابـات قــبـلـي
از آنجا كه جستجو و بايگاني سايت روزنا خيلي قوي است به حدي كه من نتوانستم خبر را پيدا كنم و به آن لينك دهم، به ناچار كل خبر را اينجا مي‌اورم:

"" شنيديم كه سيد محمد خاتمي رييس جمهور سابق در ديدار برخي اعضاي يك حزب سياسي گفته كه ورود آقاي مصطفي معين به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از ابتدا اشتباه بوده و ماندن او در آن انتخابات و طرح شعارهايش در آن انتخابات نيز اشتباه بوده است. وي اضافه كرده كه بنياد باران نبايد در مسائل انتخابات دخالت كند چراكه يك بنياد تخصصي و علمي است و بايد كار زيربنايي كند.""

 

 

۲۷ اردیبهشت

  حول حليم


برخي از اعضاي پارلمان، يعني بلانسبت همان نمايندگان ما در مجلس [لازم به توضيح است كه بلا نسبت يعني بلانسبت آنان كه نماينده عوام‌هايي نظير حقير باشند]، فوري دست به كار شده‌اند و امضا جمع كرده‌اند كه يك گروه دوستي با امريكايي‌هاي كنگره‌نشين تشكيل دهند. اينكه آيا آن طرف اقيانوس هم گروه مشابهي درست مي‌كنند يا نه، با ما ربطي ندارد كه الاعمالُ‌بالنيات و نيت هم تنش زدايي است.
قبل از اقدام تنش‌زدايانه نمايندگان محترم، آقاي احمدي‌نژاد در پاسخ خبرنگار الاهرام گفته بود كه حاضريم با مصر رابطه برقرار كنيم؛ اما تنش زدايانِ زيرِ هرمِ سبز، دستي نجنباندند براي تشكيل گروه دوستي با مصري‌ها.

 

 

۲۳ اسفند

  کسی اعتراض می کند؟


بالاخره به تعبیر ایسنا؛ روسيه آب پاكي را بر روي دستان ايران ريخت.
گزارشی در این مورد در دنیای اقتصاد نوشتم.

خبری بود که به دلیل محدودیت هایی که دوستان و همکاران از آن آگاه هستند نتوانستم در گزارش بیاوارم و آن اظهارات توهین آمیز رییس کمیته امور بین المللی شورای فدراسیون است.
او گفته است که ایران خواهان حیات وامی است. توجه کنید:

 

 

 


مگرم چشم سياه تو بياموزد كار
ورنه مستوري و مستي همه‌كس نتواند
***

برايم هميشه زندگي‌نامه‌هاي خودنوشت
جالب بوده‌اند، در اين فكر و سؤال كه
 مگر چقدر مي‌توان درباره خود، نوشت!
درباره خودم اگر بخواهم بگويم
بيش از اين نخواهد بود كه
هم كودكم، هم پير شده.
گير كرده ميان كودكي و پيري؛
همچنان كه ميان سنت و تجدد.
قرار دارم كه بياموزم؛
مي‌نگرم، مي‌خوانم و مي‌انديشم؛
شايد كه باشم!








ديگران


Enhanced with Snapshots
 

جستجو در سايت







MT 2.661
 

تبليغات